تنهایی قناس من!

دیروز فکر میکردم هر چه میکشم زیر سرهمین تنهایی من است

از بس بهش گفتم کم بخور

ورزش کن

و او گوشش بدهکار نبود

این شد که تنهایی ما هیکلش قناس شد

حالا هیچ لباسی اندازه اش پیدا نمیشود

عید نزدیک است

اما.....تنهایی من با آن هیکل معوج

و قناسش

هیچ لباسی سایزش نمیشود

من سالها تصور می کردم

تو آن لباسی هستی که خیاط ازل درست

اندازه تن تنهایی من دوخته

ولی افسوس

امروز نگاه کردم و دیدم

تو هم اندازه این کوژپشت مفلوک نیستی

 

پردیس رجائی

ساقی می خواران

دامن کشان/ ساقی می خواران /از کنار یاران/ مست و گیسو افشان/ می گریزم

بر جام می/ از شرنگ دوری/ وز غم  مهجوری/ چون شرابی جوشان/می بریزم

دارم قلبی لرزان به رهش/ دیده شد نگران/ساقی می خواران /از کنار یاران /مست و گیسو افشان/

می گریزم

دارم چشمی گریان به رهش/ روز و شب بشمارم/ تا بیاید

آزرده دل /از جفای یاری/ بی وفا دل داری/ ماه افسونکاری/ شب نخفتم

با یادش/ تا دامن از کف دادم/شد جهان از یادم/راز عشقش را در/ دل نهفتم

از چشمانش ریزد به دلم/ شور عشق و امید/دامن از کف دادم/ شد جهان از یادم/راز عشقش را در دل/

تا نهفتم

دارم چشمی گریان به رهش/روز و شب بشمارم/ تا بیاید

تو ،خواهی آمد

یک قطره
دو قطره
....
سیصد و چهل و هفت قطره
سیصد و چهل و هشت قطره
سیصد و چهل و نه قطره
قدری صبر کنی سیلی راه خواهم انداخت
سهمگین
و غبار تمام این دلتنگیها را خواهم شست
و به نسیم خواهم گفت عطر سنگین حضورت را تا شرق دور ببرد
و پیوند دهدش با رنگهای تند و رایحه های سرکش
و نتهای چموش را خواهم گفت سمفونی نویی برای حضورت از بر کنند

چکاوکان خبرم داده اند
تو ،خواهی آمد
بهاران را غافل گیر خواهی کرد

و من دوباره پیراهنی از سرور به تن خواهم کرد
چکاوکان خبرم داده اند
....

پردیس رجائی


http://i25.tinypic.com/24o96hc.jpg

آرام بگیر

پرنده کوچک سرزمینم
آرام بگیر
حتی اگر همه نگاهها سنگ شوند
اینجا دستهایی هست پناهت
....
.پردیس
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/youngeconomist/handdove1.jpg

رج

من در حاشیه زتدگی لی لی بازی میکنم

و قاصدکهای رویا به باد میدهم

من هر روز با نگاه تو متولد می شوم
و شامگاه با لای لای تو میمیرم

صدایم بزن...
به نامم بخوان...

من خاطره نیافریده دستان توام
وقتی نامم را به تاروپود احساست گره میزنی

چه می بافی ؟
 جاجیم....گبه....قالیچه

نمیدانم

من ،تنها، آفریده دستان توام
.......
حاشیه
لی لی
قاصدک
رویا
راستی کدام را  اول رج میزنی؟
 
پردیس رجائی

محکوم همیشگی تاریخ

به بهانه8 مارس مصادف با 17 اسفند روز جهانی زن:

من زنم
می خندم گرچه خنده ام محکوم است...
گرچه صدای شادمانی ام را کسی نباید بشنود
گرچه آواز من حرام است....
...همان نوایی که کودکی تو با لای لای آن آمیخته شده....
...آری من محکوم همیشگی این تاریخ لعنتی ام
اما ژاله میپراکنم بر گونه تا ژاله ای از چشمان تو فرو نچکد
مرا انسان ببین
چرا که من مادر تمام کودکان شعر تو ام

پردیس


پی نوشت:
(آنچه که می پاید فراتر از جنسیت است)

مدفون

دارم کم کم مدفون میشوم
زیر کلماتم
زیر خاطرات
زیر رویاهایی که هیچ گاه متولد نشدند
....
من سردم است
و در این قبر کوچک نمور
تنها حرکت آرام موریانه های یاد تورا حس میکنم
......
سینه ام را میفشارد
ریشه های بید مجنون پیر
بدن سردم را  تنگ در آغوش میگیرد
هه ! به اینجا ختم نمیشود قصه پر غصه  من
روزی سبز خواهم شد
و خواهی دید
همه شاخه های بیدهای مجنون دنیا
گیسوان پریشان منند
که باز در باد  ،هراسان ، به دنبال دست نوازشگر تو میگردند
.....
اگر به دیدارم آمدی
برایم هیچ  به همراه نیاور جز
قدری افشره تازه شکوفه های شعرت
و هق هق باران دلتنگیت
من اینجا غرق عطش حضور توام

پردیس رجائی

http://static.royalacademy.org.uk/images/width550/highgate-cemetery-4362.jpg

شبح

با من بگو
کجا واژگون شدند
واژگانی که هم قسم شده بودند ما را به هم،به اوج برسانند؟
با من بگو
آسوده...
غریبه ای در میانمان نیست...
تنها، منم و چند شبح از خاطرات متروکمان

پردیس رجائی

http://graveyards.com/IL/Cook/bachelors/ghost3813x.jpg

خدای بازیگوش من

دنبال کلمه نمیگردم
دال واو سین ت ت دال الف ر میم
میبینی
حتی اگر حرفها را تصادفی از کیسه الفبا بیرون بکشم
باز هم ترتیبشان همین میشود...
خدای بازیگوش من تو که تقلب نمیکنی،می کنی؟

پردیس رجائی

(برای خدای خود خود خودم! که دوست ترینش دارم)