یک قطره
دو قطره
....
سیصد و چهل و هفت قطره
سیصد و چهل و هشت قطره
سیصد و چهل و نه قطره
قدری صبر کنی سیلی راه خواهم انداخت
سهمگین
و غبار تمام این دلتنگیها را خواهم شست
و به نسیم خواهم گفت عطر سنگین حضورت را تا شرق دور ببرد
و پیوند دهدش با رنگهای تند و رایحه های سرکش
و نتهای چموش را خواهم گفت سمفونی نویی برای حضورت از بر کنند

چکاوکان خبرم داده اند
تو ،خواهی آمد
بهاران را غافل گیر خواهی کرد

و من دوباره پیراهنی از سرور به تن خواهم کرد
چکاوکان خبرم داده اند
....

پردیس رجائی


http://i25.tinypic.com/24o96hc.jpg