Aref - Toofan
http://www.bia2.com/music/27085
http://www.bia2.com/music/27085

برای کسانی که دوست دارند"رو سر بنه به بالین" مولانا را با صدای شاملو و شجریان در یک آهنگ بشنوند
......
shamlou&shajarian-remix-molana(ro sar beneh be balin) by pardis_rajaie
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن/ ترک من خراب شب گرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها / خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی / بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن
ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده/ بر آب دیده ما صد جای آسیا کن
خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا / بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن
بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد/ ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن
دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد / پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم/ با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد / از برق این زمرد هی دفع اژدها کن
بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی/ تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن
من یه شکلات گذاشتم تو دستش…اون یه شکلات گذاشت توی دستم…
من بچه بودم …اون هم بچه بود…سرم رو بالا کردم…سرش رو بالا کرد…
دید که منو میشناسه…خندیدم…گفت “دوستیم؟”…گفتم “دوست دوست”…
گفت “تا کجا؟”…گفتم “دوستی که تا نداره”…گفت “تا مرگ!”…
خندیدم و گفتم “من که گفتم تا نداره”…گفت “باشه.تا بعد از مرگ!”…
گفتم “نه.نه.نه!تا نداره!…گفت “قبول . تا اونجا که همه دوباره زنده میشن…
یعنی زندگی بعد از مرگ…باز هم با هم دوستیم…تا بهشت…تا جهنم…
تا هر جا که باشه من و تو با هم دوستیم”…
خندیدم و گفتم “تو براش تا هر جا که دلت میخواد یه تا بذار…
اصلا یه تا بکش از این سر دنیا تا اون سر دنیا”…اما من اصلا”تا نمیذارم”…
نگاهم کرد…نگاهش کردم…باور نمیکرد…میدونستم…
اون میخواست دوستیمون حتما تا داشته باشه…دوستی بدون تا رو نمی فهمید…
گفت “بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم”…گفتم “باشه.تو بذار”…
گفت “شکلات…هربارکه همدیگه رو میبینیم یه شکلات مال تو.یکی مال من…باشه؟”
گفتم”باشه”…هر بار یه شکلات میذاشتم توی دستش…اون هم یه شکلات میذاشت توی دست من…
باز همدیکه رو نگاه میکردیم…یعنی که دوستیم…دوست دوست…
من تند شکلاتم باز میکردم میذاشتم توی دهنم و تند تند اونو می مکیدم…
می گفت “شکمو!…تو دوست شکمویی هستی!”
و شکلاتش رو میذاشت توی یه صندوق کوچولوی قشنگ
می گفتم”بخورش!”…می گفت”تموم میشه…میخوام تموم نشه…برای همیشه بمونه”…
صندوقش پر از شکلات شده بود…هیچکدومش رو نمی خورد…
من همش رو خورده بودم…
گفتم “اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها یا کرمها بخورن.اون وقت چیکار می کنی؟”
گفت “مواظبشون هستم”…می گفت میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم”
و من شکلات رو میذاشتم توی دهنم می گفتم “نه.نه!تا نداره…دوستی که تا نداره”…
یه سال…دو سال…چهار سال…هفت سال…ده سال و بیست سال شده…
اون بزرگ شده…من بزرگ شدم…من همه ی شکلاتها رو خورده بودم…
اون همه ی شکلاتها رو نگه داشته بود…
اون امشب اومده که خداحافظی کنه…میخواد بره…بره اون دور دورها…
میگه “میرم اما زود بر می گردم”…من میدونم.میره و بر نمی گرده…
یادش رفت شکلات به من بده…من یادم نرفت…یه شکلات گذاشتم کف دستش…
گفتم”این برای خوردنه”…یه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش…
گفتم “این هم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت”…
یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتهاش…هر دو رو خورد…
خندیدم…میدونستم دوستی من تا نداره…میدونستم دوستی اون تا داره…
مثل همیشه…خوب شد همه ی شکلاتهام خوردم…
اما اون هیچکدومشون رو نخورد…حالا با یه صندوق پر از شکلات چیکار میکنه؟!
| دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد | تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد | |
| آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم | این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد | |
| دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست | به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد | |
| عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت | نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد | |
| سروبالای من آن گه که درآید به سماع | چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد | |
| نظر پاک تواند رخ جانان دیدن | که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد | |
| مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست | حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد | |
| غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن | روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد | |
| من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف | تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد | |
| بجز ابروی تو محراب دل حافظ نیست | طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان کرد |

حالم خوب نیست!
قاطی کردم!حوصله هم ندارم!حس robins خوندن هم ندارم...
حس شعر upload کردن هم ندارم...اه...دل همایونی!! گرفته است!
به قول دوستی: "چقدر آدم گاهی دوست دارد یکی از راه برسد و یک " لگد "جانانه حواله ی بغض آدم کند شاید کارساز شد!"
من خسته شدم...خسته شدم از اینکه حتی خدا در عرش به پشتی کبریایی اش لم داده و فقط سکوت می کند...مسخرست!خوب یه چیزی بگی بد نیست...اشک من رو درمیاری سکوت می کنی...خوشحالم می کنی بازم سکوت میکنی...آرامش ملکوتیت اعصاب خوردکن شده!می دونستی؟....(لطفا کسی نگه :"خدا داره حرف می زنه گوش ما از شنیدن قاصره"...خدا،خداست....اصلا من نفهم!خوب یه جور حرف بزن منم بفهمم!!) آره آره یادم هست کم تو درد سر نیوفتادم نجاتم دادی...ولی خداییش خود کبریاییت هم کم دردسر برام درست نکردی!
الان بنده ات دلش گرفته!(کار نداریم که خود بندت میدونه دلیلش چیه!!!) به من ربطی نداره!یه کاری بکن دیگه!!!
اون جوری هم نگاهم نکن...مثل بچه های 10 ساله حرف نمی زنم!تو مگه خدا نیستی؟جواب منو بده!مگه خدا نیستی؟....خوب دیگه دیدی؟مشکل من نیست!مشکل تو ه! یه کاریش بکن...
اگه یادت رفته بذار یادآوری کنم:
تو همون اندازه که خدای بقیه آدم ها هستی، (حالا با هر دینی که دارن و از صبح تا شب فکر میکنیکه چطوری باید جواب دعاها وخواسته های عجیبشون رو بدی...)
خدای منم هستی!و مسئولی..
یالا من دلم گرفته یه کاری بکن!

(خدا جون،عزیزم این اصلا یک دعا نیست!یک جیغ بنفش رسا ست...زبان خوش کارساز نبوده من مجبورم از سایر روشها استفاده کنم!!!)
---------------------------------------------
خوب حالا یک آهنگ قدیمی از عارف که بسی دوستش دارم:
یادمه اون شب که رفتی چشم بستم
.....
درد اومد ... داد اومد ... دلبر شیاد اومد
اما من دل برنداشتم
غیر تو دلبر نداشتم....
wonderful....wonderful
I'm running outta patience 'coz i can't believe what the hell i'm hearing..
& speaking of hell it don't compare to this heat that i am feeling..
I love you to much it shows, all my emotions go out of control..
Good for you, bad for me when i can hardly see from the tears that flow..
Can't forget to breathe slow, count from 1 to 10 with my eyes closed
'coz ladies taking in & get composure before i loose it get
compousre
Im going to breathe slow, count from 1 to 10 with my eyes closed 'coz
ladies taking in & get composure ladies never lose composure..
Not gonna lie or even try, you've got my world spinning..
& i aint the one who shot the gun 'coz that means you will be winning.. ohh yeee
I love you to much it shows, all my emotions go out of control..
Good for you, bad for me when i can hardly see from the tears that flow..
Can't forget to breathe slow, count from 1 to 10 with my eyes closed
'coz ladies taking in & get composure before i loose it get
compousre
Im going to breathe slow, count from 1 to 10 with my eyes closed 'coz
ladies taking in & get composure ladies never lose composure..
Somebody better hold me back.. your lucky i know how to act, so lucky i aint gonna attack.
I'm being calm and cool but believe me you, it's taking everything to just breathe breathe breatheee
Can't forget to breathe slow, count from 1 to 10 with my eyes closed
'coz ladies taking in & get composure before i lose & get
composure..
Im going to breathe slow, count from 1 to 10 with my eyes closed 'coz
ladies taking in & get composure ladies never lose composure..
Can't forget to breathe slow, count from 1 to 10 with my eyes closed
'coz ladies taking in & get composure before i lose & get
composure..
Im going to breathe slow, count from 1 to 10 with my eyes closed 'coz
ladies taking in & get composure ladies never lose composure..
http://www.4shared.com/audio/ytiwWMYQ/Alesha_Dixon_-_Breathe_Slow.htm
گزارش تصویری و نوشتاری یک عاشق موسیقی و هنر به این قبرستان. این هنردوست ارجمند در دیداری که از این گورستان کوچک اما مشهور حوالی تهران که در آن صدها هنرمند و ادیب کشور خفته است توانست ضمن عکس برداری از مقبره چهره های نامدار هنری و فرهنگی و معرفی تک تک آنها ؛ اطلاعاتی در باره شخص ظهیرالدوله نیز تهیه نماید. این نوشته همچنین خاوی اطلاعات جامعی است در باره اشخاص و آلات موسیقی. برای دریافت این اطلاعات می توانید روی نام ها تاکید شده کلیک کنید.
گورستان ظهیرالدوله گورستان کوچک باشکوهی است واقع در شمال تهران، بین امامزاده قاسم و تجریش.
ميرزا علی خان دولوی قاجار، ملقب به ظهيرالدوله، فرزند محمد ناصرخان، وزير دربار ناصرالدين شاه بود.
متاسفانه مقبره استاد ابوالحسن صبا و بانو قمرالملوک وزیری خوانا نبود
موسیقی دانان
آرامگاه خاندان
برومند
اینجا استاد نورعلی خان برومند آرام گرفته است
(نورعلی خان برومند (۱۲۸۵ تهران - ۳۰ دی ۱۳۵۵) از استادان موسیقی ایرانی و نوازندهٔ تار، سهتار، سنتور، تنبک و کارشناس آواز بود)
نورعلی برومند، آموزش تار را از ۱۳ سالگی نزد درویش خان آغاز کرد. سپس در سن ۱۸ سالگی برای تحصیل به برلین رفت. در آنجا به موسیقی غربی هم علاقمند شد و پیانو آموخت. پس از بازگشت به ایران در ۲۲ سالگی، آموختن نتنویسی و ردیف را نزدموسی معروفی ادامه داد. پس از یک سال، دوباره به آلمان رفت و به تحصیل در رشتهٔ پزشکی پرداخت. پس از ۶ سال، به ناراحتی چشم مبتلا شد و برای درمان به سوئیس رفت و سپس به ایران بازگشت. وی از آن زمان تا آخر عمر نابینا شد.
وی در 30 دی 1355 درگذشت
وی استاد بسیاری از نوازندگان و خوانندگان موسیقی ایرانی، از جمله محمدرضا شجریان، پریسا، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، محمدرضا لطفی، داریوش طلایی، مجید کیانی، جلال ذوالفنون، ناصر فرهنگفر و رضوی سروستانی بودهاست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرامگاه استاد حسین تهرانی
اصل/ملیت ایرانی
فعالیتها: استاد موسیقی ایرانی و نوازنده سازهای ضرب و تمبک
نام اصلی داریوش رفیعی
تولد ۴ دی ۱۳۰۶بم , استان کرمان
اصل/ملیت ایرانی
مرگ ۲ بهمن ۱۳۳۷بیمارستان هزار تختخوابی , تهران
فعالیتها:خواننده
ساز: تنبك
حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی زیبا و ماندگار مانند: زهره , شب انتظار با مطلع : شب به گلستان تنها منتظرت بودم , گلنار با مطلع: گلنار ، گلنار ، کجایی که از غمت ناله میکند عاشق وفادار، رختخواب مرا مستانه بنداز... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرامگاه روح الله خالقی
مرگ ۲۱ آبان ۱۳۴۴سالزبورگ اتریش
زمینه فعالیت استاد موسیقی ایرانی، نوازندهٔ ویولن
ملیت ایرانی
روحالله خالقی از
استادان موسیقی ایرانی، آهنگساز
سرود ای ایران، و نوازندهٔ
ویولن بود. خالقی از شاگردان اصلی
علینقی وزیری بود و تلاش او
برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که
توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده میشود. او
کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران
دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی
همعصر خود و کتابی به نام نظری به
موسیقی شامل نظریهای برای موسیقی
ایرانی و غربی نوشته است
مرتضی محجوبی۱۳۴۴-۱۲۷۹ او نوازنده پیانو ایرانی بود.
او پیانیستی چیره دست بود و این ساز غربی را چنان با ردیف های موسیقی ایرانی هماهنگ کرد که مانند یک ساز ایرانی در ارکستر و تکنواری بکار گرفته شد. از آهنگهای بیاد ماندنی او میتوان از نوای نی با شعری از شادروان رهی معیری، کاروان،من از روز ازل دیوانه بودم و... با صدای استاد غلامحسین بنان نام برد.
وی برادر رضا محجوبی نوازنده ویلن بود.
محجوبی در سال ۱۳۴۴ در گذشت
آرامگاه استاد حسین یاحقی
حسین یاحقی ۱۲۸۲-۱۳۴۷
آهنگساز، نوازنده ویولن و کمانچه و رهبر ارکستر بود.
پرویز یاحقی)صدیقی
پارسی) خواهرزاده وی بود که به احترام او با نام یاحقی به فعالیت هنری
میپرداخت
حسین صبا ۱۳۰۳-۱۳۳۹ از استادان موسیقی ایرانی و نوازنده سنتور است.
آرامگاه حسین طاهرزاده
اصل/ملیت ایرانی
فعالیت: خواننده
.jpg)
کل
آلبوم در یک فایل زیپ با کیفیت 128
کیفیت MP3 128
| 01 Be Nam e Man.mp3 | |||
| 02 Sarab e Radd e Paye To.mp3 | |||
| 03 Man Az To.mp3 | |||
| 04 Donyay e In Roozay e Man.mp3 | |||
| 05 Sellole Bi Marz.mp3 | |||
| 06 ShekanjeGar.mp3 | |||
| 07 Gheysar.mp3 | |||
| 08 Inja Cheraghi Roshane.mp3 |
حق نشر محفوظ است
(برای شنیدن بی مشکل از پروکسی یا vpn استفاده کنید)